|
درباره وبلاگ
|
|
|
به دلیل علاقه ای که به شعر وادبیات داشته ام ،مطالب و شعرهای مورد علاقه ی خود را در وبلاگم منتشر کرده ام.قبلا از همه نویسنده گان ان کسب اجازه می نمایم.
|
|
| | |
|
|
<-CategoryName->
|
|
|
یه شب خوب تو آسمون ، یه ستاره ی چشمک زنون
خندید و گفت : کنارتم تا آخرش ، تا پای جون
ستاره ی قشنگی بود ، آروم و ناز و مهربون
ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون
اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون
ماه اومد و ستاره رو دزدید و برد نامهربون
ستاره رفت و من شدم بی هم زبون
حالا شبا به یاد اون چشم می دوزم به آسمون
دلم میخواد داد بزنم ... این بود قول و قرارمون ؟
نظرات شما عزیزان:
+ نوشته شده در شنبه 20 خرداد 1391برچسب:,ساعت 8:13
توسط
ازاده
| نظر بدهيد
|
|
| | |
|
|